رسم دلباختگی

اطلاعات عمومی

 
برخی از ویژگیهای برنــده و بازنــده
نویسنده : - ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٩
 


برنده متعهد میشود.
بازنده وعده میدهد.

وقتی برنده ای مرتکب اشتباه میشود، میگوید: اشتباه کردم.
وقتی بازنده ای مرتکب اشتباه میشود، میگوید: تقصیر من نبود.

برنده بیش از بازنده کار انجام میدهد، و در انتها باز هم وقت دارد.
بازنده همیشه آنقدر گرفتار است که نمیتواند به کارهای ضروری بپردازد.

برنده به بررسی دقیق یک مشکل می پردازد.
بازنده از کنار مشکل گذشته، و آن را حل نشده رها میکند.

برنده میگوید: بیا برای مشکل راه حلی پیدا کنیم.
بازنده میگوید: هیچ کس راه حلی را نمیداند.

برنده می داند به خاطر چه چیزی پیکار میکند و بر سر چه چیزی توافق و سازش نماید.
بازنده آنجا که نباید، سازش میکند، و به خاطر چیزی که ارزش ندارد، مبارزه میکند.

برنده با جبران اشتباهش، تاسف و پشیمانی خود را نشان میدهد.
بازنده می گوید : "متاسفم"، اما در آینده اشتباه خود را تکرار میکند.

برنده مورد تحسین واقع شدن را به دوست داشته شدن ترجیح میدهد، هر چند که هر دو حالت را مد نظر دارد.
بازنده دوست داشتنی بودن را، به مورد تحسین واقع شدن ترجیح میدهد، حتی اگر بهای آن خفت و خواری باشد.

برنده گوش می دهد.
بازنده فقط منتظر رسیدن نوبت خود، برای حرف زدن است.

برنده از میانه روی و نرمش خود احساس قدرت میکند.
بازنده هرگز میانه رو و معتدل نیست گاهی از موضع ضعف و گاهی همچون ستمگران فرودست رفتار میکند.

برنده میگوید: باید راه بهتری هم وجود داشته باشد.
بازنده میگوید: تا بوده همین بوده و تا هست همین است.

برنده به افراد برتر از خود، احترام میگذارد و سعی میکند تا از آنان چیزی بیاموزد.
بازنده از افراد برتر از خود، خشم و نفرت داشته و در پی یافتن نقاط ضعف آنان است.

برنده گامهای متعادلی بر میدارد.
بازنده دو نوع سرعت دارد، یا خیلی تند و یا خیلی کند.

برنده میداند که گاهی اوقات، پیروزی به بهای بسیار گرانی بدست می آید.
بازنده بسیار مشتاق برنده شدن است، در جایی که نه قادر به برنده شدن و نه حفظ آن است.

برنده ارزیابی درستی از تواناییهای خود داشته و هوشمندانه از ناتوانی های خود، آگاه است.
بازنده از توانایی ها و ناتوانی های واقعی خود بی خبر است.

برنده مشکلی بزرگ را انتخاب می کند و آن را به اجزای کوچکتر تفکیک میکند، تا حل آن آسان گردد.
بازنده مشکلات کوچک را آنچنان به هم می آمیزد که دیگر قابل حل شدن نیستند.

برنده می داند که اگر به مردم فرصت داده شود، مهربان خواهند بود.
بازنده احساس میکند که اگر به مردم فرصت داده شود، نامهربان خواهند شد.

برنده تمرکز حواس دارد.
بازنده پریشان حواس است.

برنده از اشتباهات خود درس میگیرد.
بازنده از ترس مرتکب شدن اشتباه، یادگرفته که اقدام به هیچ کاری نکند.

برنده میکوشد تا مردم را هرگز نیازارد، مگر در مواقع نادری که این دل آزاری در راستای یک هدف بزرگ باشد.
بازنده نمیخواهد به عمد دیگران را آزار دهد، اما ناخودآگاه همیشه این کار را میکند.

برنده ثروت اندوزی را وسیله ای برای لذت بردن از زندگی می داند.
بازنده مال اندوزی را هدف خود قرار میدهد،‌ بنابراین گذشته از میزان انباشت ثروت، هیچگاه نمیتواند خود را برنده محسوب کند، و هرگز برنده نمیشود.

برنده ترجیح می دهد که، خود را مسئول شکست هایش بداند و نه دیگران را ولی وقت زیادی را صرف عیب جویی نمیکند.
بازنده شکست های خود را ناشی از، تبعیض یا سیاست می داند.

برنده معتقد است، ما با کارهای درست و اشتباه خود، سرنوشت خویش را تعیین میکنیم.
بازنده به قضا و قدر اعتقاد دارد.

برنده در چنین موقعیتی احساس میکند که اعتبار خود را برای آینده تقویت می نماید.
بازنده از این که بیش از آنچه می گیرد، بدهد، احساس میکند بازنده است.

برنده در هر شرایطی که قرار بگیرد، آرامش و تعادل خود را حفظ میکند.
بازنده اگر از دیگران عقب بماند، تندخو و خشن میشود، و اگر جلوتر از دیگران باشد، بی احتیاطی میکند.

برنده میداند که نارسایی های او جزیی از شخصیت وجودی اوست، در حالی که می کوشد تا آثار ناگوار این نقایص را بزداید هرگز تاثیر آنها را انکار نمیکند.
بازنده از اینکه خود و یا دیگران به نقایص وی آگاهی یابند، هراسان است.

برنده در چنین شرایطی آزادانه، رنجش و آزردگی خود را بیان نموده، تخلیه ی احساسی میکند، سپس مساله را به فراموشی می سپارد.
بازنده هنگامی که از دیگران بدرفتاری میبیند، خشم و ناخشنودی خویش را به زبان نمی آورد و زجر می کشد، و با انتقام گرفتن از خود، شرایط بدتری را پدید می آورد.

برنده میداند که کدام تصمیم ها را به طور مستقل بگیرد، و کدام یک را پس از مشورت با دیگران حتی بازندگان اجرا نماید.
بازنده به "استقلال" خود می بالد، در حالیکه به واقع در حال خونسردی است. و به کار گروهی" خود می بالد، در صورتی که در حال دنباله روی است، و اراده ای از خود ندارد.

برنده می داند که هر قاعده ای در هر کتابی را می توان نادیده انگاشت جز یکی، "همانی که هستی و میخواستی، باش"، تنها برگ برنده، در دنیا همین است.
بازنده فکر میکند که برای بازنده شدن و برنده شدن قوانینی وجود دارد.

برنده روی پای خود می ایستد و از اینکه دیگران، به وی تکیه کنند، احساس تحمیل شدن نمی کند.
بازنده به کسانی که از خودش قوی ترند، تکیه میکند و عقده های خود را بر سر افراد ضعیفتر از خویش خالی میکند.

برنده نسبت به فضای اطراف خود حساس است.
بازنده فقط نسبت به احساسات خود حساس است.

برنده در وجود یک آدم بد، خوبی ها را می جوید و روی همین قسمت کار میکند.
بازنده در وجود یک انسان خوب، بدی ها را می جوید. از این رو، به سختی میتواند با دیگران همکاری کند.

برنده در عین حال که تعصبات خود را میپذیرد، تلاش میکند که در هنگام قضاوت کردن بر این تعصبات غلبه کند.
بازنده منکر وجود هرگونه تعصب در خود است، و بنابراین در سراسر عمر، اسیر تعصبات خویش خواهد بود.

برنده هراسی ندارد از اینکه در یک موقعیت ضد و نقیض قرار گیرد، زیرا در افکارش خللی وارد نمی شود.
بازنده سازگار شدن با موقعیتهای ضد و نقیض را به کار شایسته ترجیح میدهد.

برنده بازی سرنوشت، و این حقیقت که شایستگی ها را همواره پاداشی نیست، بی آنکه دیدگاهی بدبینانه داشته باشد، درک میکند.
بازنده بی آنکه بازی های سرنوشت را درک نماید، بدگمان است.

برنده میداند که چگونه میتوان جدی بود، بی آن که خشک و رسمی باشد.
بازنده غالبا خشک و رسمی است زیرا، فاقد توانایی جدی بودن است.

برنده آنچه را که ضرورت دارد، با متانت لازم انجام می دهد، و توان خود را برای راه حل هایی ذخیره می کند که، در آنها از حق انتخاب برخوردار است.
بازنده آنچه را که ضرورت دارد، با حالتی اعتراض آمیز انجام می دهد، و هیچ توان و نیرویی را برای گرفتن تصمیمات اخلاقی مهم باقی نمی گذارد.

برنده ارزش های اخلاقی را، به عنوان تنها منبع قدرت حقیقی می شناسد.
بازنده چون در باطن، برای ارزشهای اخلاقی احترام اندکی قایل است، بیش از ظرفیت خویش در جهت کسب منابع قدرت بیرونی تلاش میکند.

برنده سعی میکند که رفتارهای خود را براساس نتایج منطقی آنها قضاوت کند، و رفتارهای دیگران را، براساس قصد و نیت آنها ارزیابی کند.
بازنده رفتارهای خود را بر اساس قصد و نیت خویش و رفتارهای دیگران را بر اساس نتایج آنها ارزیابی میکند.

برنده دیگران را نکوهش می کند ولی آنها را می بخشد.
بازنده چنان بزدل است که قادر به نکوهش دیگران نیست، و چنان حقیر است که قادر به بخشیدن دیگران هم، نیست.

برنده پس از بیان نکته ی اصلی مورد نظرش، لب از سخن فرو می بندد.
بازنده آنقدر به صحبت ادامه می دهد، که نکته ی اصلی را فراموش میکند.

برنده هر امتیازی را که بتواند بدهد، می دهد جز این که اصول بنیادی خود را فدا کند.
بازنده به خاطر هراس از دادن امتیاز به لجاجت خود ادامه می دهد، و این در حالی است که اصول بنیادی اش رفته رفته از بین می رود.

برنده ضعفهای خود را به خدمت توانایی هایش می گیرد.
بازنده توانایی های خود را هدر میدهد، زیرا که آنها را در خدمت ضعفهای خود به کار می گیرد.

برنده در برابر افراد سودمند و ناتوان، یکسان عمل میکند.
بازنده به تملق قدرتمندان پرداخته و ضعفا را تحقیر میکند.

برنده میخواهد مورد احترام دیگران باشد، اما ذهنش را درگیر آن نمیکند.
بازنده برای رسیدن به این هدف، دست به هر کاری میزند، اما سرانجام، با شکست روبرو می شود و به هدف اش نمی رسد.

برنده حتی زمانی که دیگران وی را به عنوان یک خبره می شناسند، می داند که، هنوز خیلی چیزها را نمیداند.
بازنده میخواهد که دیگران او را یک خبره بدانند، و این نکته که : "بسیار کم می داند" را، هنوز نیاموخته است.

برنده گشاده روست، زیرا که میتواند بی آنکه خود را تحقیر کند، بر خطاهای خویش بخندد.
بازنده چون حتی در خلوت خویش، خود را پست و حقیر می شمارد، در حضور دیگران نیز قادر به خندیدن بر خطاهای خود نیست.

برنده نسبت به ضعفهای دیگران، غمخواری میکند، زیرا ضعفهای خود را درک نموده و آنها را پذیرفته است.
بازنده دیگران را به دلیل ضعفهایشان خوار و خفیف می شمارد، زیرا وجود ضعف در درون خود را، انکار نموده و پنهان میکند.

برنده هر کاری که از دست اش بر آید انجام میدهد، و اگر سرانجام شکست خورد، به معجزه امید می بندد.
بازنده بدون آنکه کوچکترین تلاشی کند، به انتظار معجزه می نشیند.

برنده تا دم مرگ بیشتر از آنچه که از دیگران میگیرد، می دهد.
بازنده تا پای جان از این توهم دست بر نمیدارد که، "پیروزی" یعنی بیش از آنچه که می دهی، بستانی.

برنده هنگامی که می بیند راهی را که در پیش گرفته است، با مسیر زندگانی او سازگار نیست، هراس از ترک کردن آن، ندارد.
بازنده "نیمه ی راهی" را در پیش گرفته و به آن، ادامه می دهد، و اهمیتی نمیدهد که سرانجام به کجا منتهی می شود.

به نقل از DiaMethod


 
comment نظرات ()
 
 
عشق چیست ؟؟؟ :::
نویسنده : - ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٩
 
به کودکی گفتند :عشق چیست؟
گفت : بازی
 
به نوجوانی گفتند : عشق چیست؟
گفت : رفیق بازی
 
به جوانی گفتند : عشق چیست؟
گفت : پول و ثروت
 
به پیرمردی گفتند : عشق چیست؟
گفت :عمر
 
به عاشقی گفتند : عشق چیست؟
چیزی نگفت آهی کشید و سخت گریست
 
به گل گفتم: عشق چیست؟
گفت : از من خوشبو تره
 
به پروانه گفتم: عشق چیست؟
گفت :از من زیبا تره
 
به شب گفتم عشق چیست؟
گفت: از من سوزنده تره
 
به عشق گفتم تو آخر چه هستی ؟؟؟
گفت نگاهی بیش نیستم
 
اگر از شما بپرسندعشق چیست ؟
شما چه میگویید؟؟؟

 


 
comment نظرات ()
 
 
داستان ما و خدا
نویسنده : - ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٩
 

 

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.

بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم.

خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.

بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.

خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان

بنده: خدایا سه رکعت زیاد است

خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان

بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟

خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله

بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!

خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله

بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم

خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم



بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد



خدا:ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده، او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده

ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید

خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست

ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!

خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد

ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟

خدا: او جز من کسی را ندارد...شاید توبه کرد...


بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری.


 
comment نظرات ()
 
 
پاکسازی سنگها
نویسنده : - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ آبان ۱۳۸٩
 

پاکسازی سنگها


از آنجا که کریستال ها همه نوع ارتعاش منفی و مثبت را جذب می کنند، لازم است گاهی آنها را پاکسازی کنید. بدانید که کریستالی که خریده اید مسافتی طولانی را پیموده تا به دست شما رسیده است و بنابراین انرژی کسانی را که با آن تماس داشته اند را در خود دارد. به یاد داشته باشید که افکار منفی نیز مانند بیماری در کریستال می ماند و به شما منتقل می شود.
روشهای زیادی برای پاکسازی کریستال ها وجود دارد. فقط به خاطر داشته باشید که هرگز نباید سنگ خود را با با پاک کننده های شیمیایی یا صابون بشویید. چون این مواد تاثیر معکوس بر سنگ دارند. به هر حال تمام روشهای زیر مناسبند.

:: پاکسازی با آب ::

پاکسازی کریستال با آب به خصوص برای کسانی که متولد یکی از برجهای آب در صورت فلکی هستند، بسیار مناسب است.

الف- پاکسازی با آب طبیعی: کریستال خود را در آب طبیعی مثل دریا، چشمه، آبشار، رودخانه یا جویبار قرار دهید. اگر چنین منبع آبی در نزدیکی شما نیست، می توانید از بطریهای آب معدنی استفاده کنید.
هرگز با حوله یا پارچه کریستال خود را خشک نکنید، بگذارید کم کم زیر نور آفتاب، که به آن انرژی تازه ای می دهد، خشک شود.

ب- پاکسازی با آب نمک: ظرف سرامیک یا بلور بزرگی را از آب سرد یا ولرم پر کنید ( از آب گرم استفاده نکنید. چون ممکن است سنگ ترک بردارد. ) یک مشت نمک دریا به آن اضافه کنید و کریستال خود را چند ساعت در آن بگذارید. سپس کریستال را درآورید و نمک آنرا پاک کنید و بگذارید به طور طبیعی خشک شود.
توجه داشته باشید که این روش برای همه سنگها مناسب نیست. نمک هنگام تماس با برخی سنگها واکن شیمیایی ایجاد می کند و ساختار کریستالی را از بین می برد و سبب می شود سنگ خراش بردارد یا رنگش عوض شود. اگر اپال در نمک قرار بگیرد، نمک آب آنرا کاملا بیرون می کشد و پوکش می کند.
از آنجا که نمک در پاکسازی بسیار موثر است، مطمئن ترین روش این است که کریستال را در ظرف شیشه ای کوچکی بگذارید و بعد آنرا درون لیوان بزرگی پر از آب نمک قرار دهید. به این ترتیب سنگ تماس مستقیمی با نمک ندارد، ولی فرایند پاکسازی انجام می شود.

:: پاکسازی با خاک ::

پاکسازی کریستال با خاک برای کسانی مفید است که متولد یکی از برجهای خاکی در صور فلکی هستند.
در پاکسازی با خاک، کریستال را حداقل 24 ساعت زیر خاک باغچه بگذارید، اگر باغچه ندارید یا اگر خاک باغچه تان اسیدی است، آنرا درون خاک گلدان بگذارید. بعد از این که آنرا از خاک درآوردید، با آب طبیعی بشویید و بگذارید خشک شود.

:: پاکسازی با آتش ::

پاکسازی کریستال با آتش برای متولدین برجهای آتش در صورت فلکی مناسب است.
یکی از روشهای پاکسازی با آتش این است که کریستال را چند ساعت در حلقه ای از شمعهای روشن قرار دهید تا شمعها کاملا آب شوند.
روش دیگر این است که کریستال را از روی شعله شمعی به سرعت بگذرانید. این روش را فقط در مواقع ضروری که عجله دارید انجام دهید. زیرا امکان ترک خوردن سنگ وجود دارد. اپال را هیچگاه با این روش پاکسازی نکنید.

:: پاکسازی با دود ::

روش دود دادن برای متولدین یکی از صور فلکی باد مناسب است.
دود دادن بهترین نوع پاکسازی برای کریستال ها و فضای اطراف است. در سنت بومیان امریکا، دود دادن نقش مهمی در مراسم تقدیس، تطهیر و تبرک دارد.
سدر، اسطوخودوس و علف شیرین، گیاهانی هستند که برای دود دادن مناسبند. می توانید چند شاخه از گیاه را لوله کرده و آنرا آتش بزنید و پس از خاموش کردن آن، کریستال را روی دود آن بگیرید یا با دست دود را به سمت کریستال هدایت کنید. به این ترتیب، هوا انرژی های منفی را از کریستال می زداید.
روش بهتر این است که از عودهای مخصوص این کار استفاده کنید. در این روش نتیجه بهتری می گیرید و کریستالتان نیز جرم و دود نمی گیرد، در عین حال انرژی سنگ و محیط خانه هم نیروی تازه ای می گیرد. توجه داشته باشید که از عودهای شیمیایی استفاده نکنید زیرا نتیجه معکوس می گیرید.

:: پاکسازی با خوشه کریستال ::

یکی دیگر از بهترین روشها این است که کریستال خود را چند ساعت روی یک خوشه بزرگ کوارتز یا آمتیس بگذارید. با این کار ارتعاش های منفی از بین می روند.

:: پاکسازی با گل ::

برخی کریستال ها را می توان با گل یا گلبرگ هم پاکسازی کرد. در این روش کوارتز صورتی را میان گلبرگهای رز صورتی بگذارید. اسطوخودوس نیز برای خالص کردن سنگهای ارغوانی مثل آمتیس بسیار عالی است.
گلبرگهای گل را در ظرفی بریزید سپس کریستال را حداقل 24 ساعت میان گلبرگها قرار دهید. بعد بهتر است کریستال را چند ساعتی زیر نور ماه، مخصوصا اگر ماه کامل است، یا در آفتاب قرار دهید.

:: پاکسازی با برنج ::

در این روش ظرفی را از برنج خام پر کنید و کریستال را در وسط آن بگذارید. بعد از 24 ساعت کریستال از انرژیهای منفی خالی می شود و نیروی جدیدی می یابد. به خاطر داشته باشید که این برنج بعد از این کار قابل خوردن نیست. زیرا علاوه بر داشتن انرژی منفی و مضر، طعم آن نیز تغییر کرده است.

:: پاکسازی با روغن ::

پاک سازی با روغن چندان رایج نیست، اما از آن جا که در درمان از عطر نیز استفاده می شود، برخی از روغن های معطر برای پاک سازی مناسب اند. روغن هایی مثل اسطوخودوس، مریم گلی، سدر، لیمو، آناناس، سرو کوهی، اکلیل کوهی، گل سرخ و گیاه خس خس.
برای پاک سازی کریستالتان، روغن را تکان دهید و یکی دو قطره از آن را روی پارچه کتان یا دستمالی بریزید. سپس کریستال را با آن پاک کنید.
راه دیگر، سوزاندن روغن است. برای این کار، ابتدا چند قاشق چای خوری آب روغن درون ظرفی بریزید. بعد شمعی زیر آن روشن کنید و چند قطره روغن به آن اضافه کنید. وقتی از آن بخار بلند شد، کریستال را روی بخار بگیرید. کریستال ها عطر روغن را جذب می کنند. یک قطره از روغن که روی کریستال ریخته می شود، آن قدر قوی است که می تواند اتاقی را معطر سازد.

:: پیشکش کنید ::

هدیه کردن کریستال بعد از پاک سازی بسیار مهم است، زیرا اهدای آن نشان می دهد که از کریستال فقط در راه های مثبت استفاده می شود. هم چنین این کار از کریستال در مقابل سوء استفاده حمایت میکند. به گفته ادگار کایس ( Edgar Cayce ) ، روان شناس آمریکایی، دلیل از بین رفتن تمدن آتلانتیس، سوء استفاده از نیروی کریستال ها بود. برای هدیه کردن و حفظ کریستالتان، آن را در دست بگیرید. نور نگهدارنده آن را ببینید و بگویید: این سنگ را برای اینکه نیکی جهانی اش به همه برسد، پیشکش میکنم.

:: برای کریستال برنامه ریزی کنید ::

از کریستال ها می توان برای مقاصد گوناگونی چون شفابخشی و تمرکز استفاده کرد. مناسب ترین کریستال برای برنامه ریزی، کریستال های کوارتز شفاف هستند. کریستال های رنگی به خاطر رنگشان قبلا برای منظوری خاص برنامه ریزی شده اند. پیش از برنامه ریزی برای کریستالتان، باید از نیت درونتان آگاه باشید. چون کریستال ها نیروی مغناطیسی ذهن را جذب می کنند.
برای این کار موارد زیر را می توان در نظر گرفت:

- شفای خود
- شفای دیگران
- شفا از راه دور
- مراقبه
- محافظت
- هماهنگی
- عشق
- تعبیر رویاها
- پاک سازی محیط کار و خانواده
- نیروی حیاتی و انرژی
- آرامش درونی
- به یاد آوردن گذشته
- اتصال به زمین

وقتی تصمیم گرفتید، کریستالتان را جلوی چاکرای قلب بگیرید و چند نفس عمیق بکشید، تمرکز کنید. سپس کریستال را روی چاکرای چشم سوم بگیرید. تمرکز کنید و با صدای بلند یا در ذهن برنامه مناسب خود را از آن بخواهید. خواسته تان را چند با تکرار کنید. خود به خود خواهید فهمید که چه هنگام برنامه ریزی کامل می شود. وقتی کامل شد، کریستال را زمین بگذارید و برنامه ها را از ذهنتان دور کنید.

 

فلورایت

 

جلای وسختی پائین از خصوصیات فلورایت به حساب می آید.

 

فیروزه ایرانى گرانبهاترین و زیباترین فیروزه جهان است

 

فیروزه معدن 2500 ساله نیشابور ،گرانبهاترین و زیباترین فیروزه جهان است.
به گزارش روابط عمومى سازمان زمین شناسى کشور، محمد شهسوارى عضو ستاد سیاست‌گذارى امور معدنى سنگ‌هاى قیمتى وزارت صنایع و معادن با بیان این مطلب افزود :‌سابقه استخراج و کاربرد فیروزه در ایران به هفت‌هزار سال پیش برمى‌گردد که وجود یک مجسمه فیروزه‌اى از گوساله که عمرى بیش از هفت‌هزار سال دارد و در موزه لوور پاریس نگهدارى مى‌شود قدمت استخراج و فرآورى این ماده معدنى باارزش را در ایران نشان مى‌دهد.
او گفت: در دنیا بهترین و باکیفیت‌ترین نوع فیروزه را با نام Persian Quality ( فیروزه ایرانى )  مى‌شناسند و میزان مرغوبیت فیروزه‌هاى جهان را با فیروزه‌ ایرانى مى سنجند.
شهسوارى خاطر نشان کرد: عدم توجه و حمایت از فیروزه ایرانى سبب شده تا این فیروزه جایگاه اصلى خود را از دست بدهد و فیروزه هاى‌ آمریکا،‌مصر و شیمیایى به صورت قاچاق وارد کشور شود و پس از تراش توسط فیروزه‌تراشان مشهد به نام فیروزه ایرانى در دنیا به فروش برسد و بازار مشهد که محلى براى عرضه فیروزه نیشابور است به محلى تبدیل شود تا فیروزه‌هاى دیگر کشور‌ها را با نام فیروزه نیشابور به مشتریان عرضه کند.
او خاطرنشان کرد : وفور فیروزه‌هاى آمریکایى در بازار مشهد باعث شده تا مشتریان در خصوص فیروزه ایرانى تردید داشته باشند و این سنگ قیمتى که یکى از نمادهاى کشور است و نام ایران را در بسیارى از نقاط جهان زنده کرده است به فراموشى سپرده شود.
شهسوارى افزود : توجه به سنگ‌هاى قیمتى و نیمه‌قیمتى کشور اشتغال فراوانى را به دنبال خواهد داشت لذا عدم سرمایه‌گذارى مناسب در این خصوص فرصت‌هاى کسب درآمد و اشتغال را از این صنعت سلب نموده است.

او ابراز امیدوارى کرد تا با جلوگیرى از ورود فیروزه‌هاى آمریکایى و غیرایرانى به کشور و هم‌چنین تبلیغات گسترده‌ در داخل کشور و خارج ،فیروزه ایران به جایگاه واقعى خود در جهان باز‌گردد

 

 

سنگها


 

سنگها از تجمع کانیهایی ایجاد می گردند که کنار یکدیگر قرار گرفته اند و توده جامدی را ایجاد کرده اند . سه نوع کلی سنگها عبارتند از :

سنگهای آذرین : سنگهایی که نتیجه کریستالی شدن از یک توده مذاب که ماگما نامیده می شود می باشند .
اگر کریستالی شدن در عمق زیادی نسبت به سطح زمین صورت بگیرد ، سنگهای ایجاد شده را پلوتونیک ( درونی ) می نامند . مثالهایی مانند :

گرانیت : سنگی است دارای بافت زبر و خشن و اغلب از کوارتز و فلدسبات بهمراه مقدارکمی بیوتیت و یا هورنبلند تشکیل می‌گردد .

گابرو : سنگی دارای بافت زبر و خشن و اغلب از پیروکسن و پلاژیوکلاز تشکیل شده است .
اگر کریستالی شدن روی سطح زمین صورت بگیرد ، سنگهای ایجاد شده را سنگهای ولکانیک یا بیرونی می نامند . مثالهایی مانند :       

ریولیت : دارای دانه بندی خوب تا شیشه ای و شامل کریستال های کوارتز ، فلدسپار و بیوتیت می باشد . از نظر ترکیب شیمیایی شبیه به گرانیت است .

آندزیت : دارای دانه بندی خوب است و شامل کریستالهای پیروکسن و پلاژیوکلاز و گاهی اوقات شامل هورنبلند است .

بازالت : دارای دانه بندی خوب است و شامل کریستاهای اولیوین ، پیروکسن و پلاژیوکلاز می باشد . از نظر ترکیب شیمیایی شبیه به گابرو می باشد .

سنگهای رسوبی : که در سطح زمین تشکیل می شوند و در اثر رسوبگزاری در آب و یا بوسیله سیمانی شدن خرده های سنگها ( رسوب نامیده می شود ) ایجاد می گردد .

  •  
    • سنگهای رسوبی کلاستیک : که در نتیجه سیمانی شدن قطعات ریزسنگهای قبلی بوجود می آیند . سیمانی شدن در اثر ته نشینی کانیهای جدید در فضای بین دانه ها بوجود می آید . سنگهای رسوبی کلاستیک بر اساس سایز خرده سنگهایی که از آنها تشکیل شده اند تقسیم‌بندی می‌گردند .
    • سنگهای رسوبی شیمیایی : در نتیجه ته نشینی شیمیایی در سطح آب ایجاد می گردد . این عمل معمولا در نتیجه تبخیر یونهای حل نشده در آب و در نتیجه ته نشینی کانیها صورت می گردد . 
    • سنگهای رسوبی بیوشیمیایی : در نتیجه ته نشینی شیمیایی توسط ارگانیسم های زنده صورت می گیرد . رایج ترین سنگ رسوبی بیوشیمیایی سنگ آهک می باشد ، که از پوسته های ارگانیسم ها که اغلب از کلسیت می باشند تشکیل شده اند.

سنگهای دگرگونی : در نتیجه دفن شدن انواع سنگها در اعماق زیاد زمین و تحت تاثیر گرما و فشار قرار گرفتن ، ایجاد می گردند . اغلب سنگهای دگرگونی ، بافتی از کانیهای سیلیکاته ورقه ای را نشان می دهند ، کانیهایی مانند بیوتیت و مسکویت که دارای ظاهری ورقه ورقه می باشند و این حالت به آنها این امکان را می دهد که به آسانی در امتداد  ورقه ها ، بشکنند ( برگه برگه شوند ) . برخی از سنگهای دگرگونی رایج که ممکن است در این گروه قرار بگیرند به شرح زیر می باشند :

  •  
    • اسلیت : سنگی دگرگونی که اغلب از کانیهای رسی که به آسانی در طول سطوح می شکنند ایجاد شده است .   
    •  شیست : سنگی دگرگونی که از کوارتز و میکا تشکیل شده و در جهت سطوح چین دار میشکند .
    • عقیق سفید ( بی رنگ)

      Grey Agate

       

      سنگ خام عقیق که قابلیت جلای بالا و رنگ پذیری  بالا میباشد

      از عقیق بالا بصورت صاف وبصورت لکه های شجری در حدود ۱تن موجود میباشد

      این عقیق ها از معادن بایگ تربت حیدریه می باشند

    • آماتیست

       

      از این سنگ کم رنگ تر وهمین رنگ با بلورهای درشتر و کوچکتر

      .

      لاجورد

       

 
comment نظرات ()
 
 
طب فشاری- آموزش رفلکسولوژی-بازتاب شناسی
نویسنده : - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ آبان ۱۳۸٩
 
طب فشاری- آموزش رفلکسولوژی-بازتاب شناسی




بازتاب شناسی چیست؟

بازتاب شناسی یا رفلکسولوژی یک هنر ظریف و شکلی از درمانهای شفابخش طب کل نگر است و نباید آنرا با ماساژ کف دست و پا اشتباه گرفت بلکه یک نوع فشار درمانی ویژه و معین می باشد. این رشته یک تکنیک قدیمی است و براین اساس پایه‌ریزی شده که نقاط بازتابی (رفلکس) در روی کف دستها و پاها وجود دارند که با هر قسمت بدن اعم از عضله، عصب، غده و استخوان مطابقت دارند و فشار روی این نقاط تورم یا احتقان را از بین می‌برد و به آرامش اعصاب کمک می‌کند و این آرامسازی اعصاب هم به نوبة خود انقباض عروقی را کاهش می دهد بطوریکه خون و جریان عصبی با آزادی (راحتی) بیشتری جریان می یابند و در نتیجة بهبود جریان خون، سموم نیز از بدن خارج می‌شوند.



فلسفه بازتاب شناسی چیست؟

 
comment نظرات ()
 
 
هفت پند مولانا
نویسنده : - ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ امرداد ۱۳۸٩
 
هفت پند مولانا‎

 

در بخشیدن خطای ‏دیگران مانند شب باش

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


در فروتنی مانند زمین ‏باش

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


در مهر و دوستی مانند ‏خورشید باش

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


هنگام خشم و غضب مانند ‏کوه باش

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


در سخاوت و کمک به‏ دیگران مانند رود باش

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


در هماهنگی و کنار‏ آمدن با دیگران مانند دریا باش

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


خودت باش همانگونه که‏ مینمایی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

پس از تعمق در این هفت‏ پند به این کلمات یک بار دیگر دقت کن :
شب ، زمین ، خورشید ،‏ کوه ، رود ، دریا و انسان

 

‏زیباترین‏ خلقت های آفریدگار


 
comment نظرات ()
 
 
شیطان و مرد نمازگذار! ...
نویسنده : - ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ تیر ۱۳۸٩
 

 

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.
در راه مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.
مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.
مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.
مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.

مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.
مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.
شیطان در ادامه توضیح می دهد:
((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.
بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.

نتیجه داستان:
کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.
این کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید



 
comment نظرات ()
 
 
فقط یک بهانه می خواهم
نویسنده : - ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ تیر ۱۳۸٩
 

http://i21.tinypic.com/23r2zvt.jpg

برای عبور از جاده عاشقی

فقط یک بهانه می خواهم

برای عشق بازی با دلم

یک نگاه و کاشانه می خواهم

برای رقص و شور شعر هایم

چشم تو و یک ترانه می خواهم

برای با تو ماندنم

یک عشق بی کرانه می خواهم

من برای واژه های گوشه گیرم

یک کتابِ پر افسانه می خواهم

برای ماندن بی تردید و خواندن بی تخریب

یک بغل احساس جانانه می خواهم .

برای با تو جاری شدن

یک تعبیر ساده می خواهم

برای عشوه ای زنانه از جان

یک لبخند بی قاعده می خواهم

و آخر هم

از اینهمه هیاهو و تلاطم

من تو را یکبار بی بهانه می خواهم


 


 

http://www.lovinghugs.com/images/thumbnailitems/Love-Wallpapers/love-wallpaper21.jpg


 

چه کسی بعد از من

غبار چشم هایت را می دزد ؟

چه کسی بعد از من

سکوت تنهایت را گلباران می کند ؟

چه کسی بعد از من

عمق دلتنگیت را ساز می شود ؟

چه کسی بعد از من

به یاد دلگویه هایت اشک می ریزد ؟

چه کسی بعد از من

دلیل خوابگردی شبانه ات می شود ؟

 

چه کسی بعد از من

بهانه بازیگوشی زلفت با باد می شود ؟

چه کسی بعداز من

دست تنهایی تو را می گیرد ؟

چه کسی

فاجعه عاشقی کردنت را تکرار می کند ؟

چه کسی

رسوایی چشم هایت را پنهان می کند ؟

چه کسی بعد از من

غریق نجات شعر های به گل نشسته ات می شود ؟

 

چه کسی بعد از من

موج خاطراتت را شانه می کند ؟

چه کسی بعد از من

نامت را روزی هزاران بار فریاد می زند ؟

چه کسی بعد از من

مرا در تو تکرار می کند ؟


 
comment نظرات ()